تبليغاتX
سامرا ، بقیعی دیگر
ای طرید
ای تنها
ای مظلوم
چشم به راه
منتظر نشسته ایم
تا بیایی
و غبار از خانه ات
برگیریم
بیا که غبار از
دلها بروبی
تا وجودمان
در نگاهت
تلا لوئی دوباره یابد.


رهنما 1385/11/24
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 7:54  توسط رسائل  | 
اینجا سامراست

شبها هنوز شام غریبان است

شمعها افروخته و چشمها منتظرند

تا آنروز که مهدی بیاید و شام هجران سحر کند


جواهری 1385/11/24
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 7:53  توسط رسائل  | 
روز مظلومي عترت و قرآن شده

خانه ی مهدی فاطمه ويران شده

شده ويران سرا حرم سامرا

فغان و واويلا زين ماتم عظمی

حجة بن الحسن
فدای چشم ترت
گريه کن بر مزار
پدر و مادرت
الأمان الأمان
ای امام زمان
فغان و واويلا
زين ماتم عظمی


صدقی 1385/11/23
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 7:51  توسط رسائل  | 
بهار در راه است...

زمستان ،گذشتنی است...

پلشتی ها می گریزند چون صدای کاروان شقایق را بشنوند...

عمر باطل کوتاه است بویژه در منظومه دل آگاه مردمان!

سامرا ماندنی است حتی اگر خرابه اش بخواهند.

بهار که بیاید دوباره خواهیمش ساخت.

بنایش رادر قلبهامان از هر زمان دیگر مستحکم تر ساخته ایم...

باور کرده ایم بهار را !

 

نیک پنجه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 9:21  توسط رسائل  | 
"آنجا که سنگها زِ داغ خدا سرشکسته می گردند"

آنجا که آسمانش ، آبی آبی نیست
آنجا که پلک بیابان همیشه بارانی است
آنجا که چشم سنگها خون گریه می کنند
آنجا که صبح در دلش پریشانی است؛
از ناکجای دل پرستیزه ی تاریخ
تا هرکجا که زمان را نگاه گریانی است
از بین کوچه های غمین همین غربت
تا خانه ای که در آن همسری به زندانی است
از ناله های بلند از نهاد یک کودک
کز تشنگی، جنون به وجودش خرامانی است
از مردمان کوفه نامردمی صفت
در قلبشان، همه، یک دیار ظلمانی است
از بارگاه فاطمه کز خوف دشمنان
قبرش به پرتگاه خاطره های پنهانی است
از استخوان فرومانده در گلوی علی
کز روی کینه توزی مردمان عصیانی است
ازخلق شمرهای لعین همین صحرا
بر قلب کردگار یک بغل پشیمانی است
اینک نگر به فرا روی این غمین ورطه
دشمن همان و دشت پر از کشته های بی جانی است
بر بارگاه دو یار خدا به روی زمین
بنگر چگونه رسم خرابات و ویرانی است
ای دست های نهان زین عمیق بی پایاب
تا کی زمانه ی ما را غروب هجرانی است ؟
 
حمید محمود زاده
 
۳۰/۱۱/۱۳۸۵
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 9:10  توسط رسائل  | 
مهدي جان صبح هنگام طلوع خورشيد با دعاي عهد در انتظارت هستیم

و عصر ،هنگام غروب خورشيد با دعاي سمات...

اللهم عجل لوليک الفرج.


سلام بسيار زيبا نوشته ايد يا علي

منتظران ظهور ۲۸/۱۱/۱۳۸۵

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 9:2  توسط رسائل  | 
az emrooz har shab dar samera shame ghariban asto ma bikhial

ya sahebazaman be faryademan ras ke ma shadimo too dar gham

امین داور،جمعه 27/11/1385

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 8:58  توسط رسائل  |