تبليغاتX
سامرا ، بقیعی دیگر - کسوف
خورشید را در کسوف نمی خواهم حتی ساعتی یا دقایقی یا لمحه ای!

حتی اگر ماه باشی ممکن است باعث کسوف شوی و خورشید را بپوشانی،غره مشو

و در مقابل خورشید تواضع کن که نور همگان از خورشید است!

به پهنای شب_که خورشید در کسوف است_رنج ظلمت را کشیده ایم، کسوف روز نصیبمان مباد!

ما زمینیان که شبها در فراق خورشیدیم خود مقصریم که رویمان را از او بر می گردانیم و بسوی

دیگر می چرخیم!

حجاب اعظم ،حجابی است که ما را از خورشید مانع شود و موجب کسوف گردد!

آنقدر مهربانی که حتی در کسوف نیز ما را از گرمای خویش بی نصیب نمی گزاری ! 

حتی شب ها -که دیر پا ترین کسوف است _گذشتنی است و تو آشکار شدنی !

شگفتا که وقتی که هستی ترا نمی بینند اما وقتی در کسوفی عینک مخصوص می زنند

تا تو را نظاره کنندکه حتی در کسوف نیز با چشمانشان  یارای دیدنت را ندارند!

آفتاب خوبی ها، هرگز کسوف ها چیزی از باور من نسبت به شما نمی کاهد!

مباد که ابر یا ماه شویم که رویت را بپوشانیم که دیگران بواسطه ما روی ترا نبینند!

خورشید واقعیتی است که هیچ کسوفی حضورش را منکر نتواند شد!

حضورت آنچنان گسترده و فراگیر است که در کسوف نیز مردمان  نبودت را باور ندارند

و هماره به خورشید سوگند می خورند!

خورشیدا ، کسوف غیبتت را به معنی "عدم حضور" ندانسته و نبودت را هرگز باور نکرده ایم!

کسوف تمام شدنی است ، شب رفتنی است ، غیبت گذشتنی و تو آمدنی !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 18:37  توسط رسائل  |